دیجی فیدر - اخبار فناوری اطلاعات و تکنولوژی

جدیدترین اخبار روز تکنولوژی و فناوری اطلاعات

حرفه ای ترین موتور خبرخوان خبرهای فناوری و تکنولوژی از سایت های معتبر ایرانی

خالق اندروید با شرکت تازه اش چگونه می خواهد دوباره جهان تکنولوژی را متحول کند؟

دیجیاتو ۲۹ فروردین ۱۳۹۵

خالق اندروید با شرکت تازه اش چگونه می خواهد دوباره جهان تکنولوژی را متحول کند؟

چند سال پیش اندی رابین – خالق اندروید که تا سال ۲۰۱۴ با جایگاه مدیریتی در گوگل مشغول به کار بود – به همسرش «Rie» کمک کرد تا یک شیرینی پزی در ایستگاه متروی نه چندان پر رفت و آمد «لس آلتوس» باز کند. نامش را «Voyageur du Temps» انتخاب کردند که عبارتی فرانسوی و به معنای «مسافر زمان» است. همانطور که از عنوانش پیداست،‌ در این فروشگاه شیرینی هایی یافت می شد که برای قرن ها پیش است.

برای تحقق بخشیدن به ایده شان، رابین ها به ژاپن سفر کردند تا یک سرآشپز را از کشور یاد شده استخدام کنند؛ مکانی که در آن راه و رسم پخت و پز سنتی به شکل کامل واکاوی می شود. یک فِر با مارک بسیار نایاب «Bongard Cervap» هم از آنجا خریدید؛ اکنون در ساحل غربی آمریکا، تنها دو عدد از این فِرها وجود دارد.

این پروژه به ظاهر ساده، یک «رابین» کلاسیک را به خوبی نمایش داده و نشان می دهد زمانی که او در یک فرایند حضور داشته باشد، مقدار بی نهایتی پول، انرژی و استعداد مهندسی مورد نیاز است، حتی زمانی که پروژه صرفا حالت سرگرمی داشته باشد. اما همین سرگرمی، موجب شد تا به مسائل دیگری هم علاقمند شود. از بازوهای رباتیکی که در فروشگاه نصب کرد تا اینکه خودش، به شکل دستی همه کدهای مورد نیاز برای یک برنامه فروش را نوشت. او حتی برنامه ای برای ماشین های دریافت پول تهیه کرد کرد که باعث می شد بتوانند باقی مانده پول را به خریدار برگردانند و تمام این امور مالی را بدون دخالت یک صندوقدار ثبت کنند. یک اتاق جلسه خصوصی هم در پشت کارگاه آماده کرد؛ مکانی که با قفل های مغناطیسی دست ساز حفاظت می شد.

رابین بعد از خارج شدن از گوگل، از دوستانش می پرسد: «حالا باید چکار کنم؟»

زمان گذشت و اندی رابین بیشتر وقت خود را در همان اتاق سپری می کرد و گاهی جمعی از دوستان و همکاران خود را هم به خلوتش راه می داد. پس از مدتی این پا و آن پا کردن، بالاخره سوالی که مدت ها در ذهنش غوطه می خورد را بر زبان آورد و از آنها پرسید: حالا باید چکار کند؟

رابین بیشتر زندگی حرفه ای اش را صرف انقلاب دیجیتالی تلفن های هوشمند کرده بود. در سال ۱۹۹۲، پس از خارج شدن از اپل، در General Magic به عنوان یک مدیر کار می کرد. وی توسعه «Motorola Envoy» را نظارت کرد که یکی از اولین دستگاه های PDA بی سیم به شمار می رود. در سال ۱۹۹۹، استارتاپ «Danger» را به راه انداخت در آن، Hiptop را ساخت که نمونه اولیه یک موبایل هوشمند بود.

در سال ۲۰۰۳ اندروید را پایه گذاری کرد و در ۲۰۰۵، آن را به گوگل فروخت، زمانی که تلفن های هوشمند سرشار از آشفتگی سرگیجه آور بودند. وی باعث شد تا گوگل اندروید را به شکل رایگان در اختیار سازندگان سخت افزار قرار دهد و همین موضوع موجب گشت تا به سریع ترین شکل ممکن، این پلتفرم از سوی سازندگان و کاربران مورد استفاده قرار گیرد. امروز این سیستم عامل در بیش از ۲۵ هزار دستگاه مختلف به کار می رود که می توان از میان آنها به موبایل، تلویزیون، تبلت، ساعت و پایشگرهای سلامتی اشاره کرد.

در سال ۲۰۰۵، تلفن های هوشمند سرشار از آشفتگی سرگیجه آور بودند

اندی رابین یکی از افراد موثر در دنیای تلفن های هوشمند بوده اما این روزها دیگر اسمارت فون ها آنقدر هم جذابیت ندارند. اگر مشکلی وجود داشته، تا کنون حل شده. البته درست است که هنوز کارآفرینان و استارتاپ ها اپلیکیشن و سرویس های مختلف ارائه می دهند اما رابین، مهندسی را یک هنر می بیند و به نظر او، این ها همه رنگ کاری دیواری هستند که پیشتر چندین بار رنگ شده. رابین می خواست یک بوم نقاشی سفید و دست نخورده را پیش روی خود گذاشته و کارش را آغاز کند.

DH_9883_07_0176.tif

اندی رابین عقیده دارد که دنیای تکنولوژی بر لبه ای ایستاده که به زودی قادر خواهد شد یک پلتفرم کامپیوتری جدید از عصری نو را به ما نشان دهد. MS-DOS باعث شد تا به مکینتاش و ویندوز برسیم، سپس به وب رسیدیم و بعداً هم به دنیای تلفن های هوشمند. وی عقیده دارد که پلتفرم بزرگ بعدی، «هوش مصنوعی» است.

رابین باور دارد که هوش مصنوعی می تواند در قالب فضای ابری در دسترس هزاران گجت دیجیتالی قرار گرفته و نیروبخش آنها باشد

گوگل، فیسبوک و مایکروسافت تا کنون میلیاردها دلار هزینه کرده اند تا بتوانند نوعی شبکه عصبی توسعه دهند که قادر به درک صدای انسان و گفته های او باشد یا تصویر وی را تشخیص دهد. در دهه پیش رو، هوش مصنوعی از حالت کنونی اش بسیار پرقدرت تر گشته و قادر به انجام کارهایی می شود که اکنون در تصورمان نمی گنجد. رابین باور دارد که هوش مصنوعی می تواند در قالب فضای ابری در دسترس هزاران گجت دیجیتالی قرار گرفته و نیروبخش آنها باشد. امروز، ما به عنوان کاربر عادی، امکان ندارد گجتی را بخریم که از نوعی سیستم عامل بی بهره است. در آینده، در پی نوعی هوش مصنوعی خاص خواهیم بود که می تواند نیازهای مان را به درستی تامین کند.

تصویر سازی این آینده در ذهن، کمی دشوار است اما به راحتی سعی کنید تفاوت های یک خودروی معمولی با یک اتومبیل خودران را درک کنید؛ حالا، همین تفاوت و برتری ها را به هر وسیله ای که پیرامون خود می بینید، تعمیم دهید. برای مثال تلویزیون می تواند زبان اصلی را به زبانی که شما بهتر می دانید ترجمه کند، آن هم به شکل همزمان. یا اجاق گازی که با پایش غذای شما، در بهترین حالت کار خود را به پایان می رساند.

لری پیج و رابین هر دو موافق بوده اند که زمان تغییر فرا رسیده است

در ابتدای سال ۲۰۱۳، اندی رابین پیش لری پیج می رود، همین موضوعات بیان می کند و از بی قراری اش برای رسیدن به این آینده می گوید. رابین بازگو می کند که هردوی آنها، موافق بوده اند که زمان تغییر فرا رسیده است. در ماه مارس از سال ۲۰۱۳، رابین مدیریت اندروید را کنار می گذارد و برای مدت یک سال، مدیریت بخش تازه تاسیس رباتیک را بر عهده می گیرد. بخشی که طبق گزارشات غیر رسمی، در حال توسعه ربات هایی به شکل دستیارهای انسان نما بوده است. وی به سرعت متوجه شد که ایده های گوگل دست کم ده سال دیگر به حقیقت بدل خواهند شد، در نتیجه، مدیریت آن بخش را هم واگذار کرد.

«مارک اندرسون» (Marc Andreessen)، یکی از دوستان نزدیک رابین و یکی از معتبرترین سرمایه گذاران در سیلیکون ولی می گوید:‌ «اندی نمی توانست تا آن زمان صبر کند. او نمی تواند وضعیت جهان کنونی را تحمل کند. وی جهان را در در پنج، ده، پانزده سال آینده می بیند و پیش خود می گوید: “چرا نمی توانیم اکنون همانجا باشیم؟”»

در سیلیکون ولی، افرادی که تمایل ویژه ای برای سرعت بخشیدن کارهای خود برای رسیدن به آینده دارند، معمولا راه های مختلفی را امتحان می کنند که البته رابین، هیچ یک را نمی پسندید. او می توانست در گوگل باقی بماند یا به هر شرکت بزرگ و تکنولوژیک دیگری برود که سرمایه گذاری میلیاردی روی هوش مصنوعی انجام داده، اما احساس می کرد که حتی بهترین شرکت ها در این زمینه، بیش از حد درگیر فرهنگ متکی به کاغذ بازی های شان هستند. به زبان ساده تر، بر عکس اندروید، این بار نمی خواست موفقیت هایش را با سایرین شریک شود. دلش می خواست خودش آنچه تمایل داشت را بسازد؛ از سوی دیگر هیچ علاقه ای به خلق یک استارتاپ دیگر نداشت چرا که می دانست هر کاری کند، قادر نیست موفقیت اندروید را تکرار نماید.

به همین دلیل در سال ۲۰۱۴ به طور کلی گوگل را ترک کرد؛ اقدامی که دوستانش می گویند باعث شد بلندپروازی اش، آن سوی ابرها را هم ببیند. اندرسون می گوید: «حالا اندی بدش نمی آید پنج سال دیگر لری پیج پیش خودش بگوید که اشتباه بزرگی مرتکب شده که اجازه داده اندی از شرکتش برود.»

playground_gallery91-1024x768-w800

و «Playground Global» متولد می شود…

چند ماه بعد، شرکتی تاسیس کرد به نام «Playground Global». نه یک شرکت ساده؛ خودش می گوید این نوعی جدید از شرکت هاست. بخشی که آن را غیر معمول می کند، ساختار عجیب Playground Global است. این شرکت اکنون در استارتاپ های سخت افزاری سرمایه گذاری می کند. اما مسئله در همین جا خاتمه نمی یابد. به جای اینکه همانند سایر کمپانی ها یک سرمایه گذاری و مشاوره در اختیار استارتاپ ها قرار دهد، یک مرکز فوق تخصصی با همکاری افرادی در اختیار آنها قرار می دهد که پیشتر سابقه کار در گوگل، اپل، General Magic و غیره را داشته اند. تیمی متشکل از این مهندسان، شانه به شانه استارتاپی که Playground Global آن را حمایت کند حضور خواهد داشت و در ساخت سخت افزار، نرم افزار و هوش مصنوعی به آنها کمک می کند.

بلند پروازی های Playground Global بسیار فراتر از ساخت چند گجت دیجیتالی و یا حتی کمپانی جدید هستند. رابین می خواهد این شرکت تبدیل به مرکزیت هوش مصنوعی در آینده و تامین کننده همین مورد در همه دستگاه ها باشد؛ نوعی از هوش مصنوعی که هر کسی، نه فقط شرکت و کمپانی های بزرگ، بتواند از آن بهره گیرند. اگر موفق شود، شرکت مذکور قادر خواهد بود همان تاثیری را داشته باشد که اکنون اندروید بر جهان دارد.

رابین می گوید، ایده اصلی، چیزی است که خودش نام «تقویت کننده ایده» را برایش انتخاب کرده؛ پلتفرمی متشکل از سازنده و مشاورین زبده که می تواند یک طرح مفهومی را به سرعت تبدیل به یک محصول با نهایت ظرفیت خود کند. این یک ایده ی فراتر از انتظار است که تنها به ذهن فردی به بلند پروازی اندی رابین خطور می کند. شاید هم بتوان یک نام دیگر برای چنین سیستمی در نظر گرفت: ماشین زمان.

playground_gallery12-1024x768-w800

رابین به شکلی استوار به سوی اتاق کنفرانس در Playground Global گام بر می دارد. گاهی از راه دور کار می کند اما امروز گرمکن و شلوار جین خود را پوشیده و در اتاق جلسه حضور پیدا کرده است. با اشتیاق خاص خودش رو به همکاران می کند و می گوید: «برایتان پنکیک درست کردم! با فشار دادن یک دکمه!»

گویی هنوز در دوران کودکی خود است. برای اولین بار در سال ۱۹۷۸، زمانی که در نیویورک زندگی می کرد و دانش‌آموز دبیرستان بود، در اتاق خواب برادرش، نوعی کنترل از راه دور برای ربات «Kenner R2-D2» ساخت: «زمانی که کودک هستید و برای کامپیوترها برنامه نویسی می کنید، در دنیای خود موج می زنید اما زمانی که آن را به ربات R2-D2 می آورید، دنیای تان واقعی تر می شود.»

دو استارتاپی که اندی رابین به راه انداخته نام رباتیک داشته اند. جدا از اندروید، نام Danger، برگرفته از یک شخصیت رباتیک در فیلم Lost in Space بوده است. اما حالا، اولین شرکت حقیقی او که شاید روزی ربات ها را به شکل گسترده در دسترس مردم قرار دهد، نامی رباتیک ندارد.

گویا گوگل، مایکروسافت و فیسبوک فراموش کرده اند که جهانی فیزیکی، خارج از اینترنت هم وجود دارد

او وضعیت آینده را چنین می بیند: بیشتر تمرکز امروز در مبحث هوش مصنوعی بر توسعه و ساخت شبکه های عظیم عصبی معطوف شده است. کاری که نیازمند گردآوری بسیار گسترده داده هاست. در حال حاضر، بیشتر این داده ها از اینترنت می آیند. فیسبوک از تصاویری که کاربران آپلود می کنند استفاده کرده و بخشی از چهره آنها را تشخیص می دهد در حالی که گوگل با RankBrain، در جستجوهای کاربران برای اطلاعات بیشتر می گردد. مایکروسافت هم مترجم اسکایپ را دارد. اما گویا این شرکت ها فراموش کرده اند که جهانی خارج از اینترنت هم وجود دارد.

playground_gallery81-1024x768-w800

اندی رابین باور دارد برای اینکه هوش مصنوعی بتواند واقعا به شکلی پویا در آینده به ما کمک کند، باید آن را به جهان فیزیکی هم بیاوریم. راه حل انجام این کار چیست؟ ساخت هزاران دستگاه مختلف که می توانند در مورد محیط پیرامون خود اطلاعاتی را کسب کنند. این اطلاعات جدا از متن و تصویر، باید مشمول صدا، مکان جغرافیایی، شناسایی وضعیت آب و هوا و سنسورهایی باشد که بتوانند چنین داده هایی را به دست آورند. رابین می خواهد همه جهان را با چنین گجت هایی که جمع آوری کننده اطلاعات هستند، پر کند. به همین شکل چرخه ای کاملا سالم از اطلاعات به وجود می آید که توسط آن، می توان ابزارهای فوق هوشمند و مجهز به هوش مصنوعی ساخت.

اکنون ساده تر از هر زمان دیگری می توان این دستگاه های به اصطلاح هوشمند را توسعه داد. از یک طرف سنسور و پردازنده ها بسیار ارزان هستند و از طرفی، شرکت های چینی آماده تر از هر زمان دیگری هستند تا با شرکت های کوچک و استارتاپ ها همکاری نمایند. آنچه البته بر ما پوشیده است اینکه «ساده تر از هر زمان دیگری»، برای شرکت تحت مدیریت اندی رابین «بیش از اندازه دشوار» ترجمه می شود. باید توجه کرد که بین توسعه یک نمونه اولیه با تولید انبوه یک محصول، تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد.

بین توسعه یک نمونه اولیه با تولید انبوه یک محصول، تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد

این حقیقت حتی برای ساده ترین سخت افزارها هم صادق است. بیایید با هم فرایند ساخت یک گجت را واکاوی کنیم. فرض کنید می خواهید یک «دش کم» (دوربینی که روی داشبورد ماشین جای می گیرد) بسازید که هر وقت خودرو به حرکت درآمد، فیلم برداری را آغاز کند. حالا فرض کنید که می خواهید به آن قابلیتی اضافه کنید که بتواند به سادگی محل جغرافیایی شما را دنبال کرده و از طرف دیگر، محتوایی که ثبت می کند را به فضای ابری آپلود نماید. برای این کار، به اولین چیزی که نیاز دارید یک سیستم-بر-چیپ یا SoC است. احتمالا به یک LCD هم برای آن نیاز خواهید داشت. مشخصا ماژول دوربین که شامل سنسور اصلی و لنز است را هم می خواهید. بعداً نوبت به یک مدار مدیریت انرژی می رسد که به شکل مستقیم با باتری کار خواهد کرد.

برای مکان یابی، به ماژول GPS هم نیاز خواهید داشت، که آن هم به یک آنتن نیاز دارد. برای ارتباط بی سیم، باید به سراغ کوالکام یا شرکت های مشابه رفته و چیپ های مخصوص را دریافت کنید که البته آن هم به یک آنتن دیگر نیاز خواهد داشت. آنچه مطالعه کردید، تنها سیستم الکتریکی برای ساخت یک دش کم است. برای ساخت رابط کاربری و طراحی خود دستگاه هم چالش های بسیاری پیش روی تان قرار دارد.

احتمالا می خواهید آن را تا حد امکان ساده بسازید. خودش هم باید مصرفی بهینه داشته باشد تا باتری دستگاه تان به سرعت تخلیه نشود. جدا از این، باید بگردید و بهترین سازنده را برای هر قطعه پیدا کنید تا هم هزینه کاهش پیدا کند و هم قیمت تمام شده افت نماید. در این میان یک نکته وجود دارد: احتمالا دش کم شما تا یک سال یا دو سال آینده به بازار عرضه نمی شود و همین مسئله باعث می گردد تا همه سخت افزارهایی که تا کنون آزمایش کرده و تصمیم داشته اید آنها را مورد استفاده قرار دهید، از رده خارج به حساب آیند. باید بتوانید پیشبینی کنید؛ باید قادر باشید بگویید که هر یک از این اجزا در سال آینده تا چه حد کوچکتر و بهینه تر می شوند و سپس بر اساس حدس و گمان، گجت خود را طراحی کنید. اگر در این بین، در محاسبه های خود که بر بستر حدس و گمان انجام شده اند، اشتباهی مرتکب شوید، دستگاه تان پیش از اینکه بتواند راهی بازار شود، کارش تمام است و دیگر وجود خارجی ندارد.

DH_9883_04_0094.tif

آقای «پیتر بارت» (Peter Barrett)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

در حال حاضر هر سازنده پیش از اینکه سخت افزاری را به بازار عرضه کند، باید این سوالات را از خود بپرسد. به همین شکل فکر او به سمت و سویی می رود که به طور کلی همه چیز به ذهنش خطور می کند، به جز توسعه همان دستگاه و طراحی اش. پیش از رونمایی عمومی از اندروید، سازندگان تلفن های هوشمند دقیقا با چنین مشکلات و چالش هایی رو به رو بودند. رابین با ارائه رایگان اندروید برای آنها و قرار دادن هسته اصلی این سیستم عامل در دسترس عموم، نیمی از مشکلات سازندگان تلفن های هوشمند را حل کرد.

حال رابین می خواهد همین شیوه کار را در Playground Global پیاده کند. این شرکت همه نیازهای سخت افزاری و نرم افزاری را یکجا در اختیار سازنده های کوچک و معمولا استارتاپ ها قرار می دهد تا بتوانند به طراحی محصول خود و موارد مهم تر فکر کرده و دستگاه هایی جذاب خلق کنند. فیلم های سری جیمز باند را دیده اید؟ اساسا خود باند، نقشی در تهیه گجت های پیشرفته اش ندارد و این «Q» است که آنها برایش می سازد. حالا بخش Studio، همین کار را برای Playground Global و مشتریانش انجام می دهد.

اگر شما یک پهپاد ساخته اید و می خواهید بهترین میکروفون ممکن را در آن جای دهید، متخصصان حاضر در Studio آن را برای تان پیدا و نصب می کنند. این افراد همچنین می دانند که در سال آینده، ماژول میکروفون با کیفیت چگونه خواهد بود. اندی رابین در این رابطه می گوید: «سخت افزار سازی ماژولار؛ چند سال دیگر که بگذرد، می توانید به اینجا سری بزنید، ایده ای بدهید تا ما ماژول های مختلف را در برابرتان قرار دهیم که توسط آنها می توانید گجت مورد نظر خود را بسازید.»

رابین:«من شدیدا باور دارم که باید یک ایده را پرورش داد، آن را به نقطه ای معقول رساند و سپس در اوج رهایش کرد»

پلتفرمی که Playground Global توسعه داده، کار خود را آغاز کرده و اکنون صرفا با استارتاپ هایی همکاری می کند که خودش در آنها سرمایه گذاری کرده است. رابین می گوید این کار را به دلیل رقابتی بودن بازار انجام می دهد و می خواهد جواب اعتماد استارتاپ ها را بدهد. اما در نهایت، اذعان دارد که تصمیم گرفته در آینده درب های این پلتفرم را بر روی همه علاقمندان باز کند؛ همانطور که اندروید را در اختیار همه سازندگان موبایل قرار داد: «من شدیدا باور دارم که باید یک ایده را پرورش داد، آن را به نقطه ای معقول رساند و سپس رهایش کرد. پس از آنکه در دسترس همه قرار گرفت، می توانند با آن هر کار که می خواهند بکنند.» اندی رابین آینده ای را می بیند که هر شخصی که در کیک‌استارتر موفق به جذب سرمایه شده، می تواند به سراغ Playground Global بیاید و به سرعت دستگاه خود را بسازد؛ او تصمیم دارد به بنا شدن نسل جدیدی از استارتاپ ها یاری رساند.

بخشی از کارگاه متعلق به ... در حال ساخته شدن است.

بخشی از کارگاه متعلق به Playground Global در حال ساخته شدن است.

و اگر به موفقیت برسد، کمپانی جدید رابین می تواند به دو شیوه، به استارتاپ ها و کارآفرینان منفعت برساند: اول، زمانی که یک کارآفرین آماده است تا شرکت خود را بنا کند. در این شرایط، بهتر است به سراغ Playground Global بیاید چرا که در صورت سرمایه گذاری رابین در استارتاپ او، می تواند مزایای بالاتری نسبت به رقبای خود داشته باشد. اما مهم تر از آن، دانشی است که Playground Global با خود به همراه دارد و سخت افزارهای روز دنیا و نسل بعدی آنها را به خوبی می شناسد. بلندپروازی شرکت مورد بحث در جایی به اوج خود می رسد که می خواهد تبدیل شود به زیرساختی برای توسعه هر نوع سخت افزار در آینده. همان کاری که ویندوز برای کامپیوترهای شخصی و اندروید برای موبایل های هوشمند کرد. «جف برودی» (Jeff Brody)، شخصی که بیش از یک دهه است که رابین را می شناسد، می گوید: «این یک نوع چهارچوب استاندارد است که به دیگران کمک می کند تا قادر شوند نسل بعدی و جذاب گجت ها را توسعه دهند. می توان گفت ایده ای بسیار بسیار بزرگ پشت همه این هاست.»

رابین باور دارد که گوگل، سامسونگ و اپل در خصوص اینترنت اشیا، در مسیر اشتباه گام بر می دارند

در نقطه کنونی، این «ایده بسیار بسیار بزرگ» کمی آشنا به نظر می رسد. سال هاست که شرکت های بزرگ حوزه تکنولوژی از ایده اینترنت اشیا می گویند؛ یخچال، لامپ و دستگاه تنظیم گرما و سرمای خانه و هزاران گجت دیگر که می توانند به اینترنت متصل شده، اطلاعاتی دریافت کرده و اطلاعاتی بدهند. اپل، گوگل و سامسونگ همه پلتفرم هایی توسعه داده اند و در حال ترغیب سازندگان برای استفاده از آنها هستند. رابین معتقد است شرکت های بزرگ یاد شده، در حال طی کردن مسیر به شکل برعکس هستند؛ او می گوید اکوسیستم باید از سوی شرکت ها برای دستگاه های موجود ساخته شود، نه برعکس.  Playground Global می خواهد ویژگی هایی را در اختیار استارتاپ ها بگذارد تا بتوانند دستگاه هایی را بسازند، شبکه های مورد نیاز،‌ بعدا پدید می آیند: «همه این سرمایه گذاری که می کنم، تمام این ماژول ها، همه تکنولوژی هایی که می بینید – همه شان بذرهایی هستند که آنها را برای پلتفرم بزرگ بعدی کاشته ام.»

رابین می گوید زمانی که ایده ای در خصوص تکنولوژی های آینده پیدا می کنید، اینکه صرفا منتظر بمانید تا تکنولوژی در آینده بهبود پیدا کند، مانند این است که در ترافیک مانده و وقت تان را هدر داده اید: «زمانی که متوجه می شوم چیزی پیرامون ما کم است و هنوز به آن دست پیدا نکرده ایم، تلاش می کنم تا درک نمایم چه موانعی در میان ما و آن وجود داشته اند.» به همین دلیل هم بود که Playground Global را تاسیس کرد، تا بتواند به سادگی و با سرعت بالاتری به استارتاپ هایی که ایده ای ناب دارند، کمک کند تا گجت و تکنولوژی خود را بسازند.

رابین: «همه تکنولوژی هایی که می بینید، بذرهایی هستند که آنها را برای پلتفرم بزرگ بعدی کاشته ام»

برخی از این شرکت ها، در مقر اصلی Playground Global به کار مشغولند. «بروس لیک» (Bruce Leak) شخصی که در شرکت های اپل، General Magic و WebTV با رابین همکار بوده، می گوید که در شرکت جدید، هیچکس برای انجام کاری، نیاز به کسب اجازه ندارد. به هر شرکتی که اینجا مستقر شده و کار می کند، دفتر و اتاق جلسه ای داده می شود. همچنین این شرکت ها اگر بخواهند در بیرون، مکان خودشان را داشته باشند، کاملا آزاد هستند. همه می توانند از امکانات استفاده کنند، اگر به قطعه ای خاص نیاز داشته باشند که فقط می شود با پرینت سه بعدی آن را ساخت، می توانند از شخصی که پیشتر در اپل مشغول طراحی لپ تاپ ها بوده کمک بگیرند یا به سراغ کمک گیری از مهندس سابق SpaceX بروند. برای نیازهای پیچیده تر هم، همه به سراغ «Studio» می روند که البته در کنار ورودی اصلی طبقه همکف قرار گرفته است.

مت هرشنسن (Matt Hershenson)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

مت هرشنسن (Matt Hershenson)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

جدا از استارتاپ هایی که در زمینه پهپاد و هوش مصنوعی فعالیت دارند، Playground همچنین در شرکت هایی سرمایه گذاری کرده که در زمینه تولید گجت های مرتبط با اینترنت اشیا، فعال هستند. رابین، نام دو استارتاپ ConnectedYard و CastAR را بیان می کند اما مشخصا تعداد بیشتری از این دست شرکت های کوچک وجود دارند که او تمایلی ندارد اکنون نام شان را بر زبان جاری کند و تعداد آنها فراتر از ده عدد می رود. همه این استارتاپ ها در نهایت محصول خود را راهی بازار می کنند و در میانه راه، از کمک های سخت افزاری، نرم افزاری و یا تجربیات و دانش Playground Global بهره می گیرند.

رابین به همراه سه شخص دیگر Playground Global را تاسیس کرده است. به جز او، لیک، بارت و هرشنسن در تاسیس شرکت مورد بحث نقش داشته اند. بارت در شرکت General Magic با رابین همکار بوده و هرشنسن، یکی از موسسین دیگر استارتاپ «Danger» است که ایده ی اندروید، از آنجا متولد شد. رابین همچنین موفق شد سرمایه گذارهای قدرتمندی را پشت سر خود به خط کند. تا کنون بیش از ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه از سوی گوگل، اچ پی، فاکسکان، Redpoint Ventures و شرکت چینی Tencent در اختیار Playground Global قرار گرفته است.

رابین هیچوقت دوست نداشته نقش مغز متفکری را بازی کند که صرفا قرار است از راه دور، به دیگران کمک فکری دهد و خودش بیکار بنشیند. در نتیجه اصلا تعجب بر انگیز نیست که جدا از تاسیس پلتفرمی که در موردش توضیح دادیم، خودش هم مشغول توسعه گجت های جدید است؛ باید هم چنین باشد. چرا چنین ذهن متفکری برای خودش به فعالیت مشغول نشود؟

افرادی که از برنامه های آتی اندی رابین اطلاع دارند، لبخند رضایت می زنند

اندی رابین کم حرف است و حاضر نمی شود در مورد هر مسئله ای صحبت کند. برای مثال، مدتی پیش وب سایت «The Informa­tion» گزارش داده بود که او در حال توسعه یک موبایل اندرویدی است و اکنون، حاضر نمی شود این موضوع را تایید یا تکذیب کند. کمی که به او فشار بیاورید، اعتراف می کند که حالا در حال توسعه یک «دش کم» است و تصمیم دارد آن را به صورت رایگان به علاقمندان بدهد. در عوض، این حق را برای خود قائل خواهد بود که بتواند از داده های ثبت شده توسط آن، بهره گیرد. به همین شکل او تصمیم دارد هوش مصنوعی را بهبود داده و نقشه ای از مکان هایی که کاربران رفت و آمد می کنند، تهیه کند؛‌ نقشه ای که احتمالا بیشتر جاده های جهان را در بر خواهد گرفت. در مورد سایر ایده هایش، می گوید: «اکنون علاقه ای به صحبت کردن در موردشان ندارم» اما افرادی که برنامه هایش را شنیده اند، لبخند رضایت می زنند.

«دیوید والرشتاین» (David Wallerstein) یکی از مدیران ارشد شرکت چینی Tencent می گوید: «وقتی ایده هایی که آنها در حال کار بر روی شان هستند را می بینید، همه کیفیتی فوق العاده دارند و بعضی از آنها، می تواند انقلابی دیجیتالی بر پا کند. در مقطع زمانی سه الی پنج سال آینده، قطعا Playground Global محصولی ارائه خواهد داد که دیوانه اش می شوید.»

playground_gallery41-1024x768-w800

تصور رابین از آینده -ربات های بی شماری که در پیرامون ما وجود خواهند داشت و به هوش مصنوعی فرا انسانی مجهز شده اند- مشخصا برای همه، مطلوب نیست و معنای «پیشرفت» نمی دهد. فیلسوفی به نام «نیک بوستروم» (Nick Bostrom) عقیده دارد که می توان به عصر آینده، لقب «ابرهوشمند» داد. این فیلسوف بارها در مورد خطر و پیشرفت های سیاه مرتبط با هوش مصنوعی هشدار داده است. برخی فعالان بزرگ در حوزه تکنولوژی هم، عقیده ای مشابه با آقای بوستروم دارند که می توان در میان آنها به ایلان ماسک، استیون هاوکینگ و بیل گیتس اشاره کرد. رابین ولی ترس ها را بی مورد می داند: «به اسکای نت (ربات در فیلم ترمیناتور) و مسائل مشابه اعتقادی ندارم. نظر من این است که تکنولوژی همواره در مسیر مثبت مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»

در حال حاضر، نگرانی اصلی رابین این است که مسیر کنونی اش، او را در میدان مبارزه مستقیم با برخی از شرکت های بزرگ تکنولوژیک جهان قرار می دهد. همین حالا،‌ مایکروسافت یک پلتفرم ابری برای سنسورهای گوناگون توسعه داده تا اطلاعات آنها را جمع آوری کند. خبر می رسد که اهالی ردموند توسط پلتفرم ابری خود در هر هفته، یک تریلیون گزارش دریافت می کنند. گوگل از سوی دیگر نسخه ای متن-باز از هوش مصنوعی را در اختیار علاقمندان قرار می دهد که «TensorFlow» نام دارد. فیسبوک هم در دسامبر گذشته مسیر مشابهی را در پیش گرفت و نحوه طراحی سرورهای مبتنی بر هوش مصنوعی را منتشر کرد.

در سوی دیگر ماجرا، ایلان ماسک و چند فعال حوزه تکنولوژی یک شرکت غیر انتفاعی به نام OpenAI تاسیس کرده اند و پژوهشگران برتر هوش مصنوعی را گرد هم آورده اند تا از متن-باز بودن تلاش هایی که در این زمینه انجام می شود، اطمینان حاصل کرده و مطمئن شوند که تکنولوژی های جدید این بخش، به طور کامل به نفع بشر خواهد بود.

شاید هم رابین مثل همیشه عجله می کند. مواردی از دیدگاه او صحیح هستند که هنوز جامعه، فرهنگ و البته زیرساخت های تکنولوژیک برای آنها آماده نیستند. «تیم اورایلی» (Tim O’Reilly) یکی از آینده نگران دنیای تکنولوژی در مورد رابین می گوید: «به استارتاپ Danger نگاه کنید؛ ایده های صحیحی داشت، مشکلش این بود که زودتر از زمان مناسب آنها را مطرح کرد.»

«بروس لیک» (Bruce Leak)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

«بروس لیک» (Bruce Leak)، یکی دیگر از پایه گذاران شرکت Playground Global.

در سال ۲۰۰۴، اندی رابین مبلغی معادل ۱۰۰ هزار دلار به «سباستین ترون» (Sebastian Thrun) پرداخت کرد. پول را به او داد تا به سراغ رویای خودش، یعنی توسعه خودروهای هوشمند و بدون راننده برود. این دو در سال های دور، با هم آشنا شده بودند. زمانی که ترون، در شهر Bonn آلمان دانشجوی دکترا بود. هر دو یک ربات تحقیقاتی خریده بودند و همین موضوع، موجب شد با هم آشنا شوند. پس از چند سال، تبدیل شدند به دوستانی بسیار صمیمی.

در سال ۱۹۹۹، ترون پیشنهادی از سوی دانشگاه استنفورد دریافت کرد و رابین دو روز مرخصی گرفت تا به او کمک کند در محل تازه، خانه ای برای خود بیابد. در این میان دارپا (Darpa) مسابقاتی را برگزار می کرد به نام Grand Challenge و ترون قصد داشت نمونه اولیه خودروی هوشمند و مستقل از راننده ای که توسعه داده بود را در آن شرکت دهد. در آن زمان، رابین به تازگی کار استارتاپ اندروید را آغاز کرده بود، با این حال، با کمال میل مبلغ ۱۰۰ هزار دلاری را در اختیار ترون گذاشت.

Thrun_GooglesOrginal.png-w800

«سباستین ترون» (Sebastian Thrun)، دوست نزدیک اندی رابین و مدیر بخش خودروهای بدون راننده در گوگل.

ترون در همین رابطه می گوید: «او از دسته چک شخصی اش برایم چک کشید و به من پول داد، نه از پول شرکتی که آن را مدیریت می کرد.» سال ها بعد، ترون متوجه می شود که در آن زمان، رابین خودش تقریبا ورشکسته بوده است. ترون می گوید: «زمانی که بالاخره این موضوع را متوجه شدم، اشک هایم سرازیر شدند.» حالا، رابین می گوید: «من همیشه مطمئن بودم که کسب درآمد برای من، کاری دشوار نیست. در نتیجه ترجیح می دادم آنچه دارم را با ترون تقسیم کنم تا به سراغ ایده ای برود که خودم هم به آن علاقه داشتم. می دانستم که در نهایت نتیجه تلاش هایش، بی نظیر خواهد بود.»

یک سال بعد، زمانی که اندروید تحت تملک گوگل بود و در مجتمع گوگل‌پلکس مدیریت می شد، اندی رابین از لری پیج دعوت به عمل آورد تا به صحرای موهاوی (Mojave) بیاید و از نزدیک شاهد دور دوم رقابت های دارپا باشد. در این رقابت، نمونه اولیه خودروی هوشمندی که از سوی ترون ساخته شده بود، پیش از همه خط پایان را دید. دو سال بعد، لری پیج ترون را استخدام کرد تا بخش خودروهای بدون راننده گوگل را مدیریت کند. حالا، با گذشت کمتر از دو دهه، آنچه یک ایده کودکانه و مرتبط با فیلم های علمی-تخیلی تصور می شد، تبدیل شده است به یکی از بزرگترین تحول هایی که در سال های آتی از راه می رسد.

داستان تاثیر اندی رابین بر زندگی همه ما، شاخ و برگ های بسیاری دارد و از همان زمانی آغاز شد که او ۱۵ سال سن داشت و در اتاق خواب برادرش، ربات R2-D2 را دوباره برنامه نویسی می کرد. حالا هم مشخصا اوج گرفتن مجبوبیت خودروهای بدون راننده، رضایتش را جلب نخواهد کرد و باید منتظر پلتفرم بزرگ بعدی از سوی او در سال های پیش رو باشیم. گجت های بی شماری که از سوی شرکت او توسعه خواهند یافت و به سنسورهای مختلف برای دریافت اطلاعات مجهز هستند، مشخصا بر زندگی ما تاثیرات بسزایی خواهند داشت. آینده ای را در پیش رو داریم که رابین در آن، می خواهد یک بار دیگر باز-تعریفی از انقلاب دیجیتالی به ما نشان دهد؛ پنداری ما، مسافران زمان، از ماشین زمان پیاده شده و با تعجب به پیرامون خود می نگریم.

به اشتراک بگذارید:




مطالب مشابه



دیدگاه خود را بنویسید.نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.